دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

ارتباط میان آمادگی برای تغییر و ابعاد سازمان یادگیرنده دانشگاه آزاد

قسمتی از متن پایان نامه :

– تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده

سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی مفاهیم مترادفی نیستند. یادگیری سازمانی به مفهوم یادگیری افراد و گروه‌های درون می باشد. یادگیری سازمانی شامل فرایند کسب دانش، توزیع اطلاعات، تفسیر اطلاعات و حافظه سازمانی می باشد.این در حالی می باشد که سازمان یادگیرنده به معنای یادگیری سازمان در تأثیر سامانه‌ای کلی می باشد. به بیانی دیگر، سازمان یادگیرنده حاصل یادگیری سازمانی می باشد. لذا، بایستی میان یادگیری سازمانی به مفهوم یادگیری افراد و گروه‌های درون سازمان و سازمان یادگیرنده به معنای سازمان در تأثیر سامانه‌ای کلی، فرق قائل گردید.یادگیری سازمانی، مفهومی  می باشد که برای توصیف انواع خاصی از فعالیت‌هایی که در سازمان جریان دارد به کار گرفته می گردد درحالی‌که سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان تصریح می کند. تسانگ معتقد می باشد سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان تصریح می کند و یادگیری سازمانی نوعی فرایند داخلی برای سازمان به شمار می‌آید.مارکوآرت در اظهار تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده بر این موضع اصرار می‌ورزد که در بحث از سازمان یادگیرنده، تمرکز بر چیستی می باشد و در آن سیستم ها، اصول و ویژگی‌های سازمان‌هایی که در حکم یک هویت جمعی یاد می‌گیرند و اقدام به تولید می‌کنند، مورد مطالعه قرار می‌گیرد؛ در حالی که یادگیری سازمانی به چگونگی یادگیری مهارت‌ها و فرایندهای ساخت و بهره‌گیری از دانش تصریح دارد. در این معنا یادگیری سازمانی تنها یک بعد یا عنصر از سازمان یادگیرنده به شمار می رود(شهلایی و خیراندیش،1389).

تسانگ (1۹۹۷) اظهار می کند که تحقیقاتی که تاکنون انجام‌شده بر دو مورد متمرکز بوده‌اند: اول اینکه چگونه سازمان‌ها بایستی یاد بگیرند و یادگیری را تسهیل نمایند؛ و دوم اینکه شرکت‌ها واقعاً چگونه یاد می‌گیرند. پس او سازمان یادگیرنده را یک ایده ال و یادگیری سازمانی را یک چشم‌انداز می‌داند. سازمان‌ها برای بقاء بایستی یاد بگیرند (یادگیری سازمانی) اما آن‌ها نیاز ندارند. سازمان یادگیرنده باشند. ایده ال چیزی شببه دست‌نیافتنی می باشد. اما چیزی که بدون کوشش رخ دهد دست‌نیافتنی می باشد(بیک زاد و همکاران ،1389). وی یادگیری سازمانی را مفهومی می‌داند که برای توصیف انواع خاصی از فعالیت‌هایی که در سازمان جریان دارد، به کار می‌رود، درحالی‌که سازمان یادگیرنده به نوع خاصی از سازمان تصریح می کند. به بیانی دیگر، بایستی گفت سازمان یادگیرنده حاصل یادگیری سازمانی می باشد(راشد وزارعپور،1391).

لو(2004) نیز بین مفاهیم یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده تفاوت قائل می گردد. به زعم وی یادگیری یک سازمان بایستی چنان زیاد باشد که بتواند از یادگیری تار و پودی گسترده در بافت سازمانی خود ایجاد کند تا سزاوار عنوان سازمان یادگیرنده باشد(فیضی و قطریفی،1389).

مارکوارت معتقد می باشد در بحث سازمان‌های یادگیرنده بر آن چه یاد گرفته می گردد و سیستمها، اصول و مشخصات سازمان‌هایی که یاد می‌گیرند تمرکز می گردد، اما در بحث یادگیری سازمانی به چگونگی رخ دادن یادگیری در سازمان شامل مهارت‌ها و فرایندهای ایجاد و به‌کارگیری دانش توجه می گردد.پس یادگیری سازمانی تنها یک جنبه از سازمان یادگیرنده می باشد. یادگیری سازمانی یک فرایند می باشد؛ به این معنی که همواره ادامه دارد و هیچ گاه پایان نمی‌پذیرد. اما سازمان یادگیرنده یک محصول می باشد. از این تعریف چنین استنباط می گردد که سازمان یادگیرنده مطلق وجود ندارد و موضوع درجه یادگیری مطرح می باشد. به بیانی دیگر سازمان یادگیرنده به مثابه انسانی می باشد که با کسب دانش و معرفت به سمت تعالی پیش می‌طریقه اما هیچ گاه به گونه مطلق متعالی نمی‌گردد(مارکوارت ،1385).

سازمان یادگیرنده سازمانی می باشد که یادگیری سازمانی در آن رخ می‌دهد و پیش روی، یادگیری سازمانی دربرگیرنده  رفتار سازمانی بارز و مشخصی می باشد که در سازمان یادگیرنده اقدام و نشان داده می گردد.این دو موضوع، به گونه اثربخش، مترادف به‌کاربرده می شوند. سازمان یادگیرنده، یک واقعیت قابل‌نظاره می باشد؛ درحالی ‌که یادگیری سازمانی یک فرایندو مجموعه اقدامات می باشد.یادگیری سازمانی اقدام و اقدامی می باشد که سازمان انجام می‌دهد و سازمان یادگیرنده ماهیتی می باشد که سازمان آن را می‌یابد(منتظرالفرج و همکاران ،1390).در واقع، تفاوت بین یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده تفاوت بین « شدن» و «بودن»  می باشد. یادگیری سازمانی تشریح کننده کوشش‌های آگاهانه، منظم و هم افزاینده‌ای می باشد که سازمان‌ها با مشارکت تمامی افراد انجام می‌دهند تا در نتیجه به سازمان یادگیرنده تبدیل شوند. به بیانی دیگر، سازمان یادگیرنده بالاترین سطح یادگیری سازمانی می باشد که در آن سطح، سازمان توان ایجاد تحول خودجوش و مداوم را از طریق بهبود و مشارکت تمامی کارکنان به دست آورده می باشد(قربانی زاده و مشبکی ،1385).

در یادگیری سازمانی، فرآیند یادگیری، بزرگ‌تر از مجموع یادگیری افراد می باشد؛ فرآیند یادگیری دو حلقه ای و سه حلقه‌ای در آن به کار می‌افتند و فرآیندهای شناختی و فعالیت‌های سازمانی در آن دخالت دارند. اما رویکرد در سازمان یادگیرنده، سیستمی می باشد و سازوکارهای نظارت محیطی، ساختارهای غیرمتمرکز و ارگانیک، و فرهنگ یادگیری سازمانی در سراسرسازمان جریان دارد(قلی پور وسیاوشی،1390).

آندرس ارتنبلاد ،یادگیری سازمانی رابه دو بخش جدید(یادگیری سازمانی اجتماعی)وقدیم(یادگیری سازمانی سنتی)تقسیم می کند که تفاوت بین یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده در مفهوم جدید کمتر قابل‌تشخیص می باشد.اما کوشش می کند بانشان دادن تفاوت بین مفاهیم جدید و قدیم یادگیری سازمانی، مفهوم سازمان یادگیرنده را نیز واضح‌تر نماید. در روش‌های رایج بین متمایز کردن سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی، اول سازمان یادگیرنده را شکلی از سازمان و یادگیری سازمانی را فعالیت یا فرایندی در درون سازمان و دوم سازمان یادگیرنده را نیازمند کوشش و یادگیری سازمانی را بدون نیاز به کوشش می‌دانند. پس تفاوت‌ها تجویزی می باشد(Ortenblad, 1998).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

سنجش ارتباط بین ابعاد سازمان یادگیرنده و آمادگی برای تغییر در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 17

1-4-2- اهداف فرعی

1.تعیین ارتباط بین خلق فرصت‌های یادگیری مستمر و آمادگی برای تغییر

  1. تعیین ارتباط بین ارتقا پرسشگری و گفتمان و آمادگی برای تغییر
  2. تعیین ارتباط بین ترغیب همکاری و یادگیری تیمی و آمادگی برای تغییر
  3. تعیین ارتباط بین ایجاد سامانه‌های کسب و اشتراک و آمادگی برای تغییر
  4. تعیین ارتباط بین توانمندسازی افراد برای بینش جمعی و آمادگی برای تغییر
  5. تعیین ارتباط بین ارتباط سازمان با محیط و آمادگی برای تغییر
  6. تعیین ارتباط بین رهبری استراتژیک برای یادگیری و آمادگی برای تغییر

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید