دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

ارتباط میان آمادگی برای تغییر و ابعاد سازمان یادگیرنده دانشگاه آزاد

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکردهای سازمان یادگیرنده

یانگ و همکارانش در مطالعه خود، رویکردهای مختلفی که در تعریف سازمان یادگیرنده هست را به صورت زیر طبقه‌بندی و نقد نموده‌اند:

2-1-4-1- رویکرد تفکر سیستمی: رویکردی که تفکر سیستماتیک و نظام‌مند را اساس و بنیان سازمان یادگیرنده می‌داند(تقی زاده،سلطانی،1389).سنگه (۱۹۹۰) سازمان یادگیرنده را به عنوان سازمانی تعریف نموده که نه تنها دارای ظرفیت انطباقی می باشد بلکه می‌تواند آینده‌های جانشین را ایجاد و خلق نماید. او پنج اصل را برای سازمان یادگیرنده تعیین نمود و معتقد بود که این پنج اصل برای ایجاد سازمان‌های یادگیرنده ضروری می باشد: آرمان مشترک ، مدلهای ذهنی ،تسلط شخصی ،تفکر سیستمی و کار تیمی.اگرچه این اصول می‌توانند دستورالعمل‌های ارزشمندی در جهت موفقیت سازمان یادگیرنده باشند اما خصوصیات قابل‌نظاره چنین سازمان‌هایی به روشنی در این دیدگاه مشخص نشده می باشد(هویدا و همکاران،1385).

2-1-4-2- رویکرد یادگیری: رویکردی که یادگیری و فرایند آموختن و کسب تجربه را محور سازمان یادگیرنده می‌داند(تقی زاده و سلطانی،1389).پدلر، بارگوین و بویدل (۱۹۹۱) سازمان یادگیرنده را به عنوان سازمانی تعریف نموده‌اند که یادگیری را برای همه اعضای خود تسهیل نموده و به گونه‌ای مستمر خود را در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک متحول می‌سازد. این رویکرد به جنبه‌های جامعی از یادگیری در همه سطوح سازمانی توجه می‌نماید اما در ارائه یک چارچوب مفهومی در تهیه یک ابزار پژوهشی ناتوان می باشد( هویدا و همکاران،1385).

2-1-4-3- رویکرد استراتژیک‌: رویکردی که توجه و درک راهبردهای درونی ضروری جهت دست یافتن به قابلیت و توانایی یادگیری را نقطه عطف سازمان یادگیرنده می‌داند(تقی زاده و سلطانی،1389).در این رویکرد یک سازمان یادگیرنده نیازمند درک انگیزه‌ها و محرکهای درونی استراتژیک‌ای می باشد که برای ایجاد ظرفیت یادگیری ضروری می باشد. این رویکرد در تعریف گاروین(1993) هست. به نظر گاه سازمان (1998) یادگیرنده پنج مبنای استراتژیک‌ای دارد: شفافیت آرمان، توانمندی رهبری، فرهنگی که آزمایشگری را تشویق کند، توانایی انتقال دانش در سازمان و کاری تیمی. این مبانی می‌تواند به عنوان دستورالعمل‌های عملی برای اعمال مدیریتی مفید بوده و به مدیران و مشاوران سازمانی کمک نماید(هویدا و همکاران،1385).

2-1-4-4- رویکرد ترکیبی: واتکینز و مارسیک (۱۹۹۳ و ۱۹۹۶) یک مدل ترکیبی از سازمان یادگیرنده را ارائه نمودند، به نظر آن‌ها سازمان یادگیرنده سازمانی می باشد که با یادگیری مستمر، بهبود مستمر و ظرفیت برای تغییر خود، شناخته می گردد. در این رویکرد دو رکن اصلی سازمان یعنی افراد و ساختار ترکیب‌شده‌اند، این دو رکن به عنوان ارکان متعامل تغییر و توسعه‌سازمانی نگریسته شده‌اند. واتکینز و مارسیک در این مدل هفت شاخص سازمان یادگیرنده را در سطوح فردی، تیمی و سازمانی معین نموده‌اند:یادگیری مستمر، کاوش و گفتگو، یادگیری تیمی، توانمندسازی، سیستم ریشه‌دار، پیوند سیستمی و رهبری استراتژیک(هویدا و همکاران،1385).

 بعضی ویژگی‌های مشترک در رویکردهای فوق قابل‌تشخیص‌اند؛ نخست اینکه تمامی دیدگاه‌ها به سازه سازمان یادگیرنده قبول دارند که سازمان یادگیرنده یک پدیده زنده و ارگانیک همچون افراد می باشد و قابلیت یادگیری دارند. دوم اینکه بین دو سازه مرتبط به هم یعنی یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده فرق هست، سوم اینکه، ویژگی سازمان یادگیرنده بایستی در سطوح مختلف سازمانی منعکس می گردد؛ به گونه کلی، افراد، تیم و گروه و سطح ساختاری یا سطح سیستم(راشد و زارعپور،1391)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

سنجش ارتباط بین ابعاد سازمان یادگیرنده و آمادگی برای تغییر در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 17

1-4-2- اهداف فرعی

1.تعیین ارتباط بین خلق فرصت‌های یادگیری مستمر و آمادگی برای تغییر

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  1. تعیین ارتباط بین ارتقا پرسشگری و گفتمان و آمادگی برای تغییر
  2. تعیین ارتباط بین ترغیب همکاری و یادگیری تیمی و آمادگی برای تغییر
  3. تعیین ارتباط بین ایجاد سامانه‌های کسب و اشتراک و آمادگی برای تغییر
  4. تعیین ارتباط بین توانمندسازی افراد برای بینش جمعی و آمادگی برای تغییر
  5. تعیین ارتباط بین ارتباط سازمان با محیط و آمادگی برای تغییر
  6. تعیین ارتباط بین رهبری استراتژیک برای یادگیری و آمادگی برای تغییر