دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

ارتباط میان آمادگی برای تغییر و ابعاد سازمان یادگیرنده دانشگاه آزاد

قسمتی از متن پایان نامه :

– نظریه‌ها و الگوهای سازمان یادگیرنده

در مباحث دانشگاهی مفهوم سازمان یادگیرنده، عموماً دو الگوی اساسی برای ایجاد آن هست، الگوی آمریکایی که ابداع و ساخت پیتر سنگه می باشد و الگوی اروپایی که توسط چندین نویسنده و نظریه‌پرداز مطرح و برجسته این عرصه به نگارش درآمده می باشد. سایر اندیشمندان و صاحب‌نظران سازمان یادگیرنده نیز، به نوعی از این دو الگو الهام گرفته و تا حدودی با بسط و گسترش یک یا چند بعد از آن، به ارائه الگوهایی برای ایجاد سازمان یادگیرنده پرداخته‌اند(رضایی منش و نوربخش 1388).

 

 

2-1-10-1- سازمان یادگیرنده از نظر سنگه

سنگه(1990) نظریه‌پرداز اصلی سازمان یادگیرنده بر این باور می باشد که سازمان‌های جهان امروز بایستی توانایی تطابق با دگرگونی‌های مداوم را برای نیل به موفقیت داشته باشند . به اظهار بهتر ،سازمان‌ها بایستی سازمان‌های آموزنده (یادگیر یا یادگیرنده) شوند(رحمان سرشت ،1386) و برای حفظ مزیت رقابتی خود به صورت موجودیتی واحد و یکپارچه قادر به یادگیری سریع تر نسبت به رقبا باشند.زیرا در سده جدید تنها چیزی که می‌تواند شما را از سایر رقبا جلوتر بیندازد، یادگیری سریع تر و بهتر می باشد« سنگه »از سازمان یادگیرنده به عنوان سازمانی یاد می کند که نمی‌توان درون آن یاد نگرفت زیرا یادگیری به عنوان بخشی از حیات در آن نهادینه شده می باشد.وی مهارت‌های ( فرمان‌های) پنج‌گانه زیر را برای ایجاد یادگیری سازمانی لازم و ضروری می‌داند:

مهارت فردی[1]: بیانگر سطح بالایی از حرفه‌ای بودن در یک موضوع یا در حوزه‌ای از مهارت (ویژه ) می باشد . مهارت فردی مستلزم تعهد بلندمدت به یادگیری می باشد که منجر به تخصص ، تبحر ویژه و جذاب در زمینه وظایف یا مسئولیت‌های سازمانی فرد می گردد(زالی، 1385).

الگوهای ذهنی[2]: بیانگر تصورات و توجه عمیق افراد درمورد جهان ، کار ، خانواده و رویدادهاست که بر درک افراد از جهان و چگونگی رفتار آن‌ها تأثیر می‌گذارد(شریفی واسلامیه،1387).

چشم‌انداز مشترک[3]: از طریق ایجاد تصاویر مشترک از آینده مطلوب و تنظیم اصول و اقدامات راهنما برای تحقق آن می‌توان احساس مسئولیت را در افراد و گروه‌های سازمان افزایش داد. هر فردی در سازمان با در نظر داشتن پیشینه شخصی، تجربه و دانش خود واقعیت‌ها را ادراک و تعبیر و تفسیر منحصر به فردی ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده الگوی ذهنی آن فرد می باشد؛ در تعامل افراد با یکدیگر و گفت‌وگوی آزاد بین آن‌هاست که مدلهای ذهنی مبادله و مورد بحث و مطالعه قرار می‌گیرد و در صورت لزوم تغییر پیدا می کند و در نتیجه آن، چشم‌انداز مشترک به وجود می‌آید. پس، چشم‌انداز مشترک، نتیجه یادگیری جمعی می باشد که در سطح راهبردی سازمان ایجاد می گردد و خود شرط یادگیری در سطح عملیاتی به حساب می‌آید(قربانی زاده، 1388).

 یادگیری گروهی[4]:« سنگه » بر این باور می باشد که تیم ها و نه افراد پایه و اساس یادگیری در سازمان‌های مدرن هستند . اعضای تیم از راه گفتگو به کسب نتایج مهمی نائل می شوند که این نتایج منجر به رشد و توسعه سازمان می گردد. تیم ها همچنین از راه گفتگو و تمرین  ، تفکر خود را تغییر داده ، یاد می‌گیرند که انرژی‌شان را برای دست یافتن به هدف‌های مشترک آماده ن مایند و به توانایی و آگاهی بیشتری از مجموع استعداد اعضا دست می‌یابند(شریفی ،اسلامیه،1387).

تفکر سیستمی[5]: روشی از تفکر و زبانی برای تشریح و فهم نیروها و اصول دیگر می باشد و روابط متقابل فرامین و اصول مختلف را که رفتار سیستم را شکل می‌دهند، تبیین می‌دهد. با در نظر داشتن اصل تفکر سیستمی، می‌توان گفت که چشم‌انداز مشترک در دو سطح گروه و سازمان قابل‌شناسایی و ایجاد می باشد(قربانی زاده، 1388).

[1]– personal mastery

[2]– mental models

[3]– shared vision

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[4] -Team Learning

[5]– Systems Thinking

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-4-1- هدف اصلی

سنجش ارتباط بین ابعاد سازمان یادگیرنده و آمادگی برای تغییر در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 17

1-4-2- اهداف فرعی

1.تعیین ارتباط بین خلق فرصت‌های یادگیری مستمر و آمادگی برای تغییر

  1. تعیین ارتباط بین ارتقا پرسشگری و گفتمان و آمادگی برای تغییر
  2. تعیین ارتباط بین ترغیب همکاری و یادگیری تیمی و آمادگی برای تغییر
  3. تعیین ارتباط بین ایجاد سامانه‌های کسب و اشتراک و آمادگی برای تغییر
  4. تعیین ارتباط بین توانمندسازی افراد برای بینش جمعی و آمادگی برای تغییر
  5. تعیین ارتباط بین ارتباط سازمان با محیط و آمادگی برای تغییر
  6. تعیین ارتباط بین رهبری استراتژیک برای یادگیری و آمادگی برای تغییر